ا.آبان

شعر سپید

ا.آبان

شعر سپید

دیده ام ایران را

با همین چشم‌های دریده‌ام

 

پرچمِ دریده‌ای دیده‌ام

 

که رنگ‌های سفید و سبزش در خون دویده بود

 

کرمکِ وول خورده‌ی تکه‌ای از همان سیبم که در جهان سوم شد

 

در حالِ افتادن پرنده‌ای تیرخورده‌ام

 

علاجِ هیچ دارویی پیدایم نمی‌کند

 

دیگر به من بر نمی‌خورد حتّا اگر برخورد کنم

 

دوباره با تیر تازه‌ای که می‌خواهد به من بخورد 

 

من ساحلی هستم که از دریا فرار کرد

 

لنگرودِ لختی وسطِ برلین نشسته‌ای

 

کمی در فرانکفورت فرو رفته‌ای

 

که به استکهلم هُلم داد و یک سال و اندی در پاریس خیس خورد و تا فردا که در کار است

 

امروز قرار است

 

لندن   

 

مواظبِ جنونِ من باشد

 

دریا اگر بخواهد

 

به ساحل دوباره نزدیک می‌شود

 

با آب       

 

 ساحل اگر بخواهد

 

دوباره نزدیکی می‌کند

نظرات 5 + ارسال نظر
سعید پنج‌شنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 11:56 ب.ظ http://f10.blogsky.com

سلام دوست عزیز وبلاگ باهالی داری امیدوارم موفق بشی.اگر مایلی تبادل لینک کنیم؟

ساناز شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 01:17 ب.ظ http://www.sanyair.blogfa.com

لذت بردم عزیز...عالی بود کارت ..

عالی


از حضورت هم ممنونم ..مطمئنم که زود زود میام اینجا

مینا یکشنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 03:45 ق.ظ http://sibenoghrei.blogfa.com

مرسی از اینکه به من سر می زنی...

مینا پنج‌شنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 07:30 ب.ظ http://sibenoghrei.blogfa.com

سلام من اپما

مینا جمعه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 09:50 ب.ظ http://sibenoghrei.blogfa.com

سلام کاش به جای اینکه می نوشتی اشتباه شد٬نظرت رو راجع به پست جدیدم می دادی...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد